الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
261
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
- خداوند فرائضى بر شما واجب كرده است آنها را ضايع نكنيد ، و حدود و مرزهايى براى شما تعيين كرده از آن تجاوز نكنيد ، و از چيزهائى شما را نهى كرده حرمت آنها را نگاه داريد و از امورى ساكت شده نه بخاطر فراموش كارى ( بلكه بخاطر مصالحى ) خود را در مورد آنها به زحمت نيفكنيد . ( 589 . ) 106 - مردم چيزى از امور دينشان را براى اصلاح دنيايشان ترك نمىكنند مگر اين كه خداوند زيانبارتر از آن را به روى آنها خواهد گشود . 107 - چه بسيارند دانشمندانى كه جهلشان آنها را كشته در حالى كه علمشان با آنها است . اما به حالشان سودى نمىدهد ( 590 . ) . 108 - در درون سينهء انسان قطعه گوشتى آويخته است كه عجيبترين اعضاى وجود او است : و آن قلب او است . و اين شگرفى بخاطر آنست كه انگيزههائى از حكمت و ضد آن در آن جمع است . هر گاه آرزوها در آن ظاهر شود طمع او را ذليل خواهد كرد و هنگامى كه طمع در او به هيجان آيد حرص او را هلاك مىكند ، و هنگامى كه يأس مالك او گردد تأسف او را از پاى در مىآورد ، و هرگاه غضب بر او مستولى شود خشمش فزونى مىگيرد ، و هرگاه از چيزى راضى شود جانب احتياط را از دست مىدهد ، و اگر ترس بر او غالب شود احتياط كارى او را به خود مشغول مىدارد ، و هرگاه كار او آسان گردد در غفلت و بىخبرى فرو مىرود ، اگر مالى بيايد بىنيازى او را به طغيان وا مىدارد و اگر مصيبتى به او برسد بيتابى او را رسوا مىكند ، و اگر فقر دامنش را بگيرد مشكلات او را به خود مشغول مىدارد ، و اگر گرسنگى پيدا كند از ناتوانى زمين - گير مىشود ، و اگر پرخورى كند راه نفس را بر او مىبندد و بطور كلى هر گونه كمبود به او زيان مىرساند ، و هر گونه زيادى او را فاسد مىسازد . ( 591 . )